مرتضى راوندى

347

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

حاصل مطالعات فلسفى سعى كنيم در انجمن فلاسفه بر دانش خود بيفزاييم به قول كارل ياسپرس : « اگر ما وارد تالارى شويم كه فيلسوفان بزرگ در آن انجمن كرده باشند ، آيا بايد درصدد تهذيب اخلاق و صفاى باطن خويش باشيم ، يا در پى سرگرمى و طرب ؟ آيا بايد آنان را آن‌گونه كه در هنجار و روش پسنديدهء خويشند مشاهده كنيم ، يا بايد با نظرى سطحى كه هيچگونه تغييرى براى ما ايجاد نمىكند ، با آنان برخورد كنيم ؟ آيا نبايد در آن انجمن بر معرفت خويش بيفزائيم ؟ آرى بايد در آن مجمع به تربيت و تهذيب خويش پردازيم و از آن نمونه‌هاى فكر و انسانيت ، سرمشق بگيريم و از فضايلشان بهره‌مند گرديم . فلاسفه ، هنگامى در حد امكانات ما ، با ما ارتباط مىيابند كه مطلوب و هدفشان را ادراك كنيم و به سيرت آنان متحوّل گرديم و به آنان تكيه زنيم ، اگر به‌وسيله اين كتاب كسى وارد حوزه بزرگان گردد مىتواند اهميّت و عظمت آنان را احساس كند . هنگامى مىتوان به عظمت و تاريخى بودن ، و فوق تاريخى بودن آنان وقوف يافت كه با آثارشان آشنائى دست دهد و از اين راه با خود آنان الفت ميسر گردد ، قلمرو قريحه و قدرت افكارشان را فقط برحسب سلوك و رابطه‌يى كه با آنان برقرار مىكنيم مىتوان دانست . » « 1 » سير نزولى افكار و انديشه‌هاى علمى و فلسفى مىتوان گفت پس از سپرى شدن عصر مردانى چون مولانا جلال الدين رومى ، سعدى شيرازى ، لسان الغيب حافظ ، عطاملك جوينى ، خواجه رشيد الدين فضل الله ، حمداله مستوفى ، علامه قطب الدين شيرازى ، خواجه نصير الدين طوسى و عبد الكريم شهرستانى ، سير تكاملى علوم و افكار و انديشه‌هاى فلسفى متوقف گرديد ، و دورهء انحطاط افكار فلسفى و سير نزولى علوم و ادبيات در كشور ما شروع شده و پس از حملهء خونبار مغول ، آثار اين انحطاط علمى ، ادبى و فلسفى در دوران حكومت سلاطين صفويه و افشاريه به

--> ( 1 ) . فيلسوفان بزرگ ، كارل ياسپرس ، ترجمهء دكتر مبشرى ، ص 76 به بعد .